الشيخ وحيد الخراساني

685

توضيح المسائل ( فارسي )

بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند با چند شرط به شوهر أول حلال مى شود ، يعنى مى تواند آن زن را دوباره عقد نمايد : ( أول ) آن كه عقد شوهر دوم دائم باشد واگر عقد مدت دار باشد - مثلا يك ماهه يا يك سأله - بعد از آن كه از أو جدا شد شوهر أول نمى تواند أو را عقد كند . ( دوم ) شوهر دوم با أو از جلو نزديكى ودخول كند به نحوى كه هر دو لذت جماع را ببرند . ( سوم ) شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . ( چهارم ) عده ء طلاق يا عده ء وفات شوهر دوم تمام شود . ( پنجم ) بنا بر احتياط واجب شوهر دوم بالغ باشد . طلاق خلع مسأله 2592 - طلاق زنى را كه از شوهر كراهت دارد وترس آن باشد كه حقوق واجبهء شوهر را مراعاة نكند ودر حرام بيفتد ومهر يا مال ديگر خود را به أو مى بخشد كه طلاقش دهد ، طلاق خلع گويند . مسأله 2593 - اگر خود شوهر بخواهد صيغهء طلاق خلع را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد ، پس از بذل مى گويد : " زوجتي فاطمة ، خلعتها على ما بذلت " يعنى ( زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده ، طلاق خلع دادم ) . وبنابر احتياط مستحب بعد از جملهء مشتمل بر خلع " هي طالق " هم بگويد ودر صورتي كه زن معين باشد ، بردن نامش لازم نيست . مسأله 2594 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر أو را به شوهرش ببخشد ، وشوهر همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلا اسم شوهر محمد واسم زن فاطمه باشد ، وكيل صيغهء طلاق را اين طور مى خواند : " عن موكلتي فاطمة بذلت مهرها لموكلي محمد ليخلعها عليه " پس از آن بدون آن كه - بنابر احتياط - موالات عرفا به هم بخورد مى گويد : " زوجة موكلي خلعتها على ما بذلت " واگر